جرقه ايراني: علمي، آموزشي، سرگرمي و اخبار و …

آن روز را دوست دارم که

آن روز را دوست دارم که
با طلوع عشق تو آغاز کنم ، روزي که خورشيد عشق تو سردي زندگيم را گرمي بخشد
آن چنان گرمي که : تمام وجود را فرا گيرد ، زماني زنجير را دوست دارم که زنداني عشق تو باشم
و چه زيباست حصار زندان هنگامي که خود را محصور در بند تو احساس کنم
و آن گاه است که مفهوم زيباي آزادي را درک مي کنم

شما می‌توانید دیدگاه‌های این مطلب را دنبال کنید، بوسیله‌ی RSS 2.0 خوراک.