بایگانی اسفند, ۱۳۹۳

بنام آفريننده زيبايي ها

بنام آفريننده زيبايي ها از کوچکي ياد گرفته بودم گه هر وقت نام امام زمان مياد مثل وقتي که معلم مدرسه مان مياد توي کلاس به خودم بر پا بدم حتي بعضي وقت ها توي تنهايي خودم و زماني که به اون فکر مي کردم…. ….بعضي وقت ها توي تنهايي هم خودم رو ملزم به […]

بیشتر »

زمین خوردن بار سوم

زمین خوردن بار سوم وقت دارید بخوانید….. داستان خیلی قشنگ…… مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. مرد […]

بیشتر »

مثل اسب عصاری

مثل اسب عصاری هی گرد دیروزی ترین عقده هایمان دور می زنیم وچشم که باز می کنیم سفید ، ارغوانی ، سرخ جای جای شاخه ها برف و پاییز را گرفته اند و هیچ التفاتی نیست که این محول الحول بر احوال به چه کار می آید؟ وقتی که اصلا نمی دانیم چند جفت دست […]

بیشتر »

عشق را چگونه تفسیر میکنید؟

عشق را چگونه تفسیر میکنید؟ Once a Girl when having a conversation with her lover, asked یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید Why do you like me..? Why do you love me چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟ I can’t tell the reason… but I really like you دلیلشو […]

بیشتر »