برچسب مطالب ‘داستان قشنگ شيطان ونمازگذار’

داستان قشنگ شيطان ونمازگذار

داستان قشنگ شيطان ونمازگذار مردي صبح زود از خواب بيدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشيد و راهي خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمين خورد و لباسهايش کثيف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. مرد لباسهايش را عوض کرد و دوباره […]

بیشتر »